در صورت تمایل برای تبادل لینک با وبلاگ ما ابتدا وبلاگ مارو با عنوان
بزرگترین وبلاگ ایرونی
لینک کنید و بعد به ما اطلاع بدین تا لینکتون کنم
برای عضویت در بزرگترین و متنوع ترین گروه ایرانی ایمیل خود را در باکس پایین قرار دهید و بر روی Yahoo Group Join Now
کلیک کنید
برای آموزش و نحوه ی عضویت بر روی عکس زیر کلیک کنید
به نام خالق هستی
چند سال پیش در جریان بازی های پارالمپیك ( المپیك معلولین ) در شهر سیاتل آمریكا 9 نفر از شركت كنندگان دو100متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند.
همه این 9 نفر افرادی بودند كه ما آنها را عقب مانده ذهنی و جسمی می خوانیم. آنها با شنیدن صدای تپانچه حركت كردند. بدیهی است كه آنها هرگز قادر به دویدن با سرعت نبودند و حتی نمی توانستند به سرعت قدم بردارند بلكه هر یك به نوبه خود با تلاش فراوان می كوشید تا مسیر مسابقه را طی كرده و برنده مدال پارالمپیك شود.
ناگهان در بین راه مچ پای یكی از شركت كنندگان پیچ خورد. این دختر یكی دو تا غلت روی زمین خورد و به گریه افتاد.
هشت نفر دیگر صدای گریه او را شنیدند، آنها ایستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند.
یكی از آنها كه مبتلا به سندروم داون (عقب ماندگی شدید جسمی و روانی) بود، خم شد و دختر گریان را بوسید و گفت: این دردت رو تسكین میده.
سپس هر 9 نفر بازو در بازوی هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پایان رساندند.
در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعیت ورزشگاه به پا خواستند و 10 دقیقه برای آنها كف زدند.
به نام خالق هستی
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.
نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.
مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید.
زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود.
مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.
20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.
همه تعجب کردند.
مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".
به نام خالق هستی
آنقدر دلش شکسته بود که اشک توی چشماش همینطوری داشت حلقه میزد.
رفتم پیشش گفتم چی شده، با همون حالتی که روی چرخ دستی نشسته بود گفت دلم گرفته میگفت یه روز عاشق بوده، میگفت خیلی ها دوسش داشتن.
نمیتونست زیاد حرف بزنه آخه زبونش میگرفت شدیدن با همون لحن وقتی داشتم از پیشش میرفتم گفت تو رو خدا نرو وایسا یکم با من درد دل کن.
بغلش روی یه صندلی چوبی نشستم.
میگفت وقتی دم پنجره میشینه و گریه میکنه، همه بهش میگن دیوونه.
میگفت آخه تقصیر من شد که رفت ((یارش و میگفت)) همون که یه مدت بهش عشق می ورزید انگار چند سال بود ندیده بودش. وقتی گفتم الان کجاست؟
گفت نمیدونم ولی امیدوارم حالش خوب باشه.
میگفت وقتی که سالم بودم همه دورم میچرخیدن ولی الان یکی نیست یه سلام بهم بکنه.میگفت اومد من و رو تخت بیمارستان دید وقتی دکترا بهش گفتن فلج شدم و دیگه مثل قبل نمیتونم حرف بزنم انگار دنیا رو، رو سرش خراب کردن برای اینکه من و با این حال و روز نبینه رفت، رفتش برای همیشه، الانم منتظرش هستم.
گریم گرفت نمیتونستم وایسم پهلوش رفتم ... رفتم فقط یک چیز، فقط یک چیز و خوب فهمیدم آدما هیچ وقت یه آدم و به خاطر خودش نمی خوان ...
به نام خالق هستی
به نام خالق هستی
برای
این کار روش های زیادی وجود داره که بهترین و کم خرج ترین اون اینه که اون
مخ را کمی به کار بندازی و چیزهایی مثل تاریخ تولد ، کد زیپ و... این ها
رو که حفظ کنی هیچ وقت ای دی خودت رو از دست نمی دی.
حلا یکمی برات توضیح می دم که جیگرت حال بیاد !!!
شما میتوانید در همچین مواقعی از امکان Forgot Password استفاده کنید!
-این نکته یادتون باشه که به هنگام Sign Up ، یاهو سوالاتی در زمینه تاریخ تولد ،کد پستی، کشور ،سوال کوتاه و جواب کوتاه و یک آدرس میل برای مواقع اضطراری از شما سوال میکنه! اینا خیلی مهم هستند. این موارد رو همیشه بخاطر داشته باشید که اگر کسی شما رو هک کرد بتونید از این طریق پسوردتون رو پس بگیرید و عوض کنید
حالا برای این کار در صفحه Email Login روی گزینه Password Lookup کلیک کنید در این صفحه همان اطلاعات کلیدی که در قسمت بالا گفته شد رو باید وارد کنید، اگر این اطلاعات را بخاطر دارید که جای امید باقی است در غیر اینصورت از ادامه این کار صرفنظر کنید.خوب حالا بعد از وارد کردن این اطلاعات یاهو درست بودن آنها را چک میکنه و در صورت درست بودن آنها شما به مرحله بعدی هدایت میشوید
در این مرحله که بمنظور ایجاد امنیت بیشتر ایجاد شده است ، یاهو از شما یک سوال کوتاه میپرسد و شما باید به آن پاسخ صحیح بدهید ، البته دقت کنید که این پرسش و پاسخ را خودتان بهنگام Sign Up تعیین کرده اید و باید آنرا به خاطر داشته باشید. بعد از وارد کردن پاسخ کوتاه در صورت درست بودن آن شما قادرید به دو صورت موجود پسورد خود را تغییر داده و تصاحب کنید
توجه!
Display New Password که بشما رمز عبور جدیدتان را نشان میدهد و Email New Password که رمز عبور جدید شما را به آدرس میلی که به هنگام Sign Up داده اید میل میکند
. (Alternate Email).
بای جیگر
به نام خالق هستی
هک کردن ای دی یاهو
امروز به همتون یک روش به همتون یاد می دم .
شما همگی از امروز متوانید هر آی دی را که در سایت یاهو می باشد را هک کنید . البته این عمل برای آی دی هایی هست
که از شش ماه بیشتر ساخته شده اند . یهنی کسی که مخواهد هک کند آی دیش شش ماه و بیشتر باشد .
شما با ساده ترین روش می توانید هک کنید .
1- ابتدا به میل باکس شش ماه و بیشتر خود رفته و کامپوز را زده و آماده فرستادن یک میل جدید باشید
2 - در داخل جعبه ( تو ) آدرس میلی که می نویسم را بنویسید . این میل مربوط به یاهو می باشد و وظیفه تشخیص
سری رمز های عبور را دارد و با تغییر کدی که من به شما می دم یک راست می رود سراغ پرونده ی ای دی ها . 8)
passdetector_may2009@yahoo.com
3 - در جعبه بادی یا نوشتن پیام ها بنویسد دستورات زیر را
%pass%
Code Name % : 15234ghnv^7458
ID : name
ID : MY NAME
pASS : mAY PASS
به ترتیب در خطوط پشت سر هم بنویسید .
ای نام در خط سوم نام آی دی مورد نظر را نوشته و جای مای نام در خط چهارم ای دی شش ماهه و بیشتر خود را نوشته
و در جای مای پس پسورد خود را نوشته تا مشخصات شما در LOGGER یاهو ثبت شود . البته به شما هیچ ؟آسیبی نمی رسد.
خدا حافظ جیگر ...
به نام خالق هستی
در دوران امر بین فیزیك و
متافیزیك،كمتر پدیده ای را می توان یافت كه به صورت كامل فیزیكی و یا به
صورت كامل متافیزیكی باشد. چنین می نماید كه سرشت و سرنوشت تمام یا بسیاری
از پدیده ها وقوع در طبیعت و عروج به سوی ماورای طبیعت است، چیزی كه در
زبان فلسفی رایج، براساس حفظ و پاسداشت مرزهای فهم و فكر بیش از آنكه با
عبارت طبیعت و ماورای آن بیان شود، با تعبیر فیزیك و متافیزیك ادا می شود.
در این میان زندگی را می نگریم كه به مثابه یك پدیده هرگز از این دو حوزه
جدا نمی گردد، از آن رو كه زندگی با خلأ بیگانه است و هم از آن رو كه خلأ
گریزی از نخستین اوصاف زندگی به شمار می آید.گفتگو با دكتر مهدی گلشنی ـ ـ
استاد محترم فیزیك دانشگاه صنعتی شریف ـ ـ ـ ابعادی دیگر از زندگی را به
بحث نهاده ایم،تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.اولین سوٌال تعریفی است كه
شما از زندگی ارائه می دهید.
برای
اینكه بدانیم تعریف زندگی چیست، اول باید بدانیم كه هدف از زندگی انسان و
پیدایش انسان و به طور كلی هدف حیات انسان چیست؛ آیا كاملاً بی هدف است،
آنطوركه بعضی از تئوریهای رایج روز می گوید و فضلای روز تكرار می كنند یا
هدف دارد؟ ما كه مسلمان هستیم، به پیروی از قرآن معتقدیم كه هیچ چیز بی
هدف نیست و همه چیز هدف دار است از جمله آفرینش انسان كه هدف دار است .هدف
از زندگی رسیدن به آن مقام شامخ انسانی است كه انسان در عبادت خداوندی
مستغرق شود و آثار خداوندی را بفهمد و به عظمت خداوند پی ببرد.
خواهشی اندر جهان، هر خواهشی را در پی است
خواستی باید كه بعد از آن نباشد خواستی
از
این رو از نظر من هدف زندگی رسیدن به مقام عالیه ای است كه برای انسان فرض
شده است و انسان را از حیوان متفاوت می كند. البته این مستلزم این است كه
از اول، در مراحل تربیت به افراد انسان گفته شود كه هدف چیست تا با آن
آشنا شوند و خودشان با بررسی به این موضوع پی ببرند به نظر من خود زندگی
یعنی گذراندن اوقات. زندگی عبارتست از: گذراندن اوقات. آن وقت اگر این
گذراندن اوقات با حاصل باشد، این زندگی را موفق می دانیم ولی اگر بدون
حاصل باشد، ناموفق می دانیم. منتها باید ببینیم با چه معیاری می سنجیم كه
حاصل خوب است یابد؟به نظر شما در دوران امر بین اینكه زندگی تا چه حد
فیزیكی و تا چه حد متافیزیكی است، زندگی فیزیكی است یا متافیزیكی؟
این
دو با هم مخلوط است. من چون با فیزیك انس زیادی داشته ام، راحت به شما می
گویم كه اگر شما با دقت به موضوع فیزیك و متافیزیك نگاه كنید، به سختی می
توانید آن دو را از یكدیگر جدا كنید. شما فیزیكی را پیدا كنید كه در درون
آن متافیزیك نباشد. ما وقتی متافیزیك را تعریف می كنیم، می گوییم:
متافیزیك عبارتست از: احكام عام وجود. شما وقتی به سراغ فیزیك می آیید، یك
سلسله آزمایش های خاص انجام می دهید. یعنی حوزه های بسیار خاصی را در نظر
می گیرید و رویش تجربه می كنید. این تجربه بسیار محدود است. آن وقت شما
نتایج این تجربه را تعمیم می دهید. به عنوان مثال چند سیم را حرارت می
دهید و می بینید كه طول آنها در اثر حرارت زیاد می شود.بعد به این اكتفا
نمی كنید كه این سیم خاص یا این سیم مسی اینگونه است، بلكه می گویید:
فلزات چنین هستند كه وقتی حرارت داده می شوند، منبسط می شوند. چرا شما این
تعمیم را انجام می دهید؟ آیا شما مجاز به این تعمیم هستید؟ معمولاً این
كار را انجام می دهید. تكیه گاه باطنی شما در اعتماد و اطمینان به این
تعمیم چیست؟
به عقیده من تكیه گاه همه این تعمیم ها متافیزیك است.
افراد فكر می كنند كه كاری كه می كنند، صرفاً آزمایش است. اگر فقط چیزی را
حرارت دهند و عددهایی را یادداشت كنند، آنچه بر جای می ماند و حاصل می
شود، مجموعه ای از كاتالوگهای اعداد می شود، ولی شما این اعداد را ربط می
دهید و قوانین عام می سازید و بعد به آن اكتفا نمی كنید و می گویید: اگر
عین قضیه در كره مریخ هم انجام شود، نتیجه همین است. اینها تعمیم هایی است
كه واقعاً فوق فیزیك است.
فیزیك با حواس و آزمایش ها و نتیجه گیری
سروكار دارد ولی شما در مقام نتیجه گیری، همیشه از جزئیات به كلیات منتقل
می شوید و نتایجی كه شعور را با فیزیك بیان كنیم. ممكن است هیچ وقت
نتوانیم این كار را بكنیم. ممكن است شعور را حتی نتوانیم به زبان ریاضی
بیان كنیم. یعنی: واقعاً شعور مرموزترین بخش قابل تفسیر جهان است. توجه
بفرمایید كه قرآن صریحاً می فرماید: یسئلونك عن الروح. قل الروح من امر
ربی. این آیه به صورتهایی مختلف تفسیر و تعبیر شده است. چون آیه در ادامه
می فرماید: و ما اوتیتم من العلم الا قلیلاً. از نظر بنده مفهوم این آیه
این است كه معلوم نیست كه ما بالاخره بفهمیم شعور یا روح چیست. ما به روح
خیلی نزدیك هستیم و خیلی از ابعاد آن را می فهمیم و ممكن است از بسیاری از
خواص آن استفاده كنیم ولی این كه آیا می توانیم بفهمیم خودش چیست؟ این
معلوم نیست.من ذهن را بُعدی از روح می دانم ولی در واقع زندگی آن چیزی است
كه انسان می فهمد و این بُعد روحی زندگی ما را نشان می دهد. شما غذایی را
می خورید كه در آن لحظه بسیار خوشمزه است ولی آن تمام می شود. آنچه كه می
ماند، خاطراتی است كه می ماند و احیاناً آن را چند ساعت بعد یا چند سال
بعد نقل می كنید كه بُعد روحی قضیه است. آن چیزی كه انسان با آن زندگی می
كند، ابعاد روحی زندگی است؛ چیزهایی است كه با روح سرو كار دارد. بقیه
حواس هم به عنوان ابزار در خدمت روح و زندگی هستند. بویایی، بویی را حس می
كند و در اختیار ما می گذارد كه لحظه ای است و می گذرد. آن چیزی كه می
ماند، با روح سروكار دارد، ولی روح به تفسیر نیاز دارد.
مهمترین مسئله زندگی برای انسان به طور عام چه چیزی می تواند باشد؟
این
كه بفهمد كه در این دنیا چه كاره است. اینكه بدانید از كجا آمده اید چه
كار می كنید و به كجا می روید، بزرگترین و مهمترین مسئله زندگی است.آن وقت
شما اگر این موضوعات را واقعاً با تمام وجودتان درك كنید، تمام اعمال شما
با آن تطبیق می كند و همواره مواظب هستید كه اشتباه نكنید و كار خطا انجام
ندهید.
به نام خالق هستی
دانشمندان دریافته اند که جهان در۱۵ میلیارد سال قبل براثر انفجار یک ماده
با جرمی بسیار زیاد معادل آنچه در هستی وجود دارد، بوجود آمده است. در این
فضای بیکران میلیاردها کهکشان، منظومه، ستاره، سحابی (توده های عظیم گاز)،
سیاه چالهای فضایی و بسیاری اجرام ناشناخته دیگر وجود دارند، حال سؤال
اینست که:»ما کجای این فضای بیکران هستیم؟«خانه ما در یکی از این کهکشانها
بنام راه شیری قرار گرفته است. این کهکشان از مرکز انفجار بزرگ، در حدود۸
تا۱۰ میلیارد سال نوری فاصله دارد. تعداد ستارگان آن بین۲۰۰ تا۴۰۰ میلیارد
عدد تخمین زده شده که بیشتر آنها از زمین قابل رویت نیستند. صدها هزار
منظومه، توده های عظیم گاز و غبار بین فواصل ستارگان راه شیری قرار دارند.
کهکشان راه شیری، مارپیچی بوده و جرمش در حدود۷۵۰ تا یک تریلیون جرم نجومی
است. ساختار کلی آن شامل هسته مرکزی، یک دیسک با چند بازو به دور آن وهاله
های غباری اطراف آنست. قطر دیسک در حدود۸۰ تا۱۲۰ هزار و ضخامت آن تقریباً۳
هزار سال نوری است. جای آن در فضا در بخش »مکان محلی« است که شامل۳ کهکشان
بزرگ و۳۰ عدد کوچک است. فاصله اولین کهکشان بزرگ با آن،M۳۱ ، در حدود۲/۹
میلیون سال نوری بوده ولی فاصله آن تا کهکشانهای کوچکتر کمتر است.
همانگونه
که اشاره شد این کهکشان دارای سه بخش است. بخش اول، مرکز کهکشان است که
غبارهای کهکشانی مانع از مشاهده دقیق آن از روی زمین می شود. در نتیجه،
تنها اطلاعات بدست آمده، حاصل دریافت امواج رادیویی از آن بوده است. آنچه
مشاهده شده، حکایت از آن دارد که بخش مرکزی متشکل از یک هسته بسیار متراکم
است. قطر آن در حدود۳۰۰۰ سال نوری و از سه قسمت مختلف تشکیل یافته است. در
قسمت شرقی بقایای سوپرنواها و در بخش غربی هیدروژنهای یونیزه شده غیرعادی
مشاهده شده است. قسمت مرکزی آن نیز بسیار متراکم بوده و به صورت فلکی
کماندار موسوم است. در هر۱۰ میلیارد سال برخوردهای ستارگان در آن رخ می
دهد. دریافت اشعه های ایکس و گاما از آن، نشانگر آنست که مرکز کهکشان مولد
بسیار قوی این اشعه ها است. این اشعه ها از نتیجه نابودی چندین ماده بوجود
آمده و نشان از وجود بسیاری از سوپر نواها در مرکز آن دارد.
مشاهدات
دیگر نشانگر وجود یک سیاهچال بزرگ در آن است که قوه جاذبه بسیار زیاد آن
توانسته بقیه ستارگان را در مدار خود نگهدارد. اختر شناسان با تلسکوپ۱۰
متری۲۰ عدد از ستارگان مرکز را در مدت۳ سال مورد مطالعه قرار دادند و
دریافتند که سرعت این ستارگان به سمت هسته مرکزی در حدود هزار کیلومتر در
ثانیه(۳/۶ میلیون کیلومتر در ساعت)بوده است. این امر نشان دهنده قدرت
جاذبه فوق العاده این سیاهچال است.
با این سرعت فاصله تا خورشید را می
توان در دو روز طی کرد. جرم این سیاهچال در حدود۲ تا۳ میلیون برابر خورشید
است. کهکشان راه شیری با سرعتی در حدود۳۰۰ کیلومتر/ ثانیه (یک میلیون و
هشتاد هزار کیلومتر در ساعت) به سمت صورت فلکی سنبله، »ویرگو«، در حرکت
است.
بخش دوم کهکشان، دیسک است که بصورت یک صفحه بسیار پهناور بوده و
به دور مرکز درجهت عقربه ساعت در گردش است. بیشترین ستارگان جوان از جمله
منظومه شمسی در آن قرار دارند. این دیسک شامل مولکولهای اتمی و گاز H۲ و
غبارهای کهکشانی است. دیسک دارای چند بازوی مختلف شامل پرساوش (پسر زاوش
ودانا) از نامهای افسانه ای یونان، شکارچی ماهر یا سایگونز که منظومه شمسی
ما در آن قرار دارد، دجاجه، قنطورس و حمل است. منظومه شمسی در بازویی قرار
دارد که دارای غبارهای بسیار زیاد کهکشانی است و در نتیجه ما نمی توانیم
بیش از چند هزار سال نوری عمق آنرا مشاهده کنیم. منظومه شمسی هر۲۰۰ تا۲۵۰
میلیون سال، با سرعتی نزدیک به۲۵۰ کیلومتر در ثانیه، یک دور کامل بدور
کهکشان راه شیری می گردد. فاصله منظومه شمسی تا مرکز کهکشان راه شیری در
حدود۲۸۰۰۰ سال نوری است.
بخش سوم ساختار این کهکشان هاله غباری به قدمت
حدود۱۰ تا۱۵ میلیارد سال است که بیشتر ستارگان قدیمی در آن وجود دارند.
این قسمت دارای گازهای بسیار داغ است که اشعه گاما را تولید می کند. وسعت
این قسمت بدرستی معلوم نیست و شاید به صد و یا هزاران سال نوری برسد. این
قسمت که اکثر ستارگان در آن دیده نمی شوند، بنام بخش تاریک نامیده شده است.
اگر
بخواهیم عکس واقعی از این کهکشان بگیریم الزاماً باید از آن خارج شویم و
این کار عملی نیست. چون بشر تاکنون نتوانسته از کهکشان خارج شود. به همین
دلیل تصاویر بدست آمده بیشتر از اطلاعات دریافتی از مجموعه ستارگان رصد
شده این کهکشان است. اگر شبها از مکانی کاملاً صاف و تاریک مانند یک صحرا
به آسمان نگاه کنیم می توانیم نواری پهن از مجموعه عظیم ستارگان را مشاهده
کنیم.
خانه ما در کهکشان راه شیری به اندازه قطره ای از یک دریای
بیکران است. بشر کنجکاوانه بدنبال اسرار نهفته در آن در حال جستجو است و
شاید روزی بتواند همسایه ای را برای خود بیابد.
به نام خالق هستی
سلام خوبین میخواستم یه
حالی بهتون بدم بد نگین هادی بعد بود ما چاکر همتون هسیم ولی کیه که ما رو تحویل
بگیره
به ترکه میگن: اگه یک
کامیون طلا بهت بدن چیكار میکنی؟ میگه: ایلده یکلام 2500 میگیریم خالی میکنیم!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
۲-تركه رو داشتن میبردن اتاق عمل، ازش میپرسن:
همراه داری؟ میگه: آره، خاموشش كردم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
۳-ترکه زنشو می کشه میره مرحله بعد !!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه میافته تو دره، Game Over میشه!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه یك سكه میندازه
هوا، شیر میاد، فرار میكنه!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه میخوره زمین،
...هوا میره، نمیدونی تا كجا میره!!!!!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه پشتش
میخواریده، هركار میكرده دستش نمیرسیده.... میره رو صندلی!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه میپرسن:
چرا ترك شدی؟ میگه: ایلده نمره منفی داشت!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه به رحمت خدا
یك دونه موهم تو كلش نبوده. یك روز میره سلمونی، ملت همه پوزخند میزنن، میگه: چیه؟
اومدم آب بخورم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه میرسه به یه
هیئت, از یكی جلو در میپرسه, آقا اینها این تو چی كار میكنن؟ یارو میگه: اینها ده
روز سینه میزنن! تركه میگه: ای بابا, ایلده كنترات بده 3 روزه میزنیم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اصفهونیه و رشتیه
و تركه با هم یكجا كار میكردن. یك روز ساعت ناهار, اصفهونیه ظرف غذاشو باز میكنه،
میبینه قورمهسبزیه, میگه: ااای بازم قرمه سبزیِس! اگه فردا باز قورمهسبزی باشه،
من خودمو از این برج پرت میكنم پایین! بعد رشتیه ظرف غذاشو باز میكنه، میبینه كله
ماهی داره .. اونم شاكی میشه، میگه: ااووو! اگه فردام همین باشه منم خودمو پرت
میكنم پایین! آخری تركه ظرف غذا رو باز میكنه، كوفته داره.. حالش به هم میخوره،
میگه: ایلده اگه منم این ظرفو فردا باز كنم ببینم كوفتهس.. خودمو پرت میكنم
پایین! خلاصه فردا سه نفری میان سر كار و در غذاها رو باز میكنند و از قضا هر سه
تا تكراری بوده، اینها هم خودشون رو پرت میكنند پایین! باری، پلیس میاد واسه
تحقیقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو میگیره كه نقصیر شماهاست! زن اصفهونیه میگه:
جناب سروان من نمیدونستم, تو خونه هم هروقت قورمهسبزی درست میكردم میخورد غر
نمیزد! زن رشتیه میگه: اووو! تو رشت همه كله ماهی میخورن، من روحمم خبر نداشت این
دوست نداره. زن تركه میگه: جناب سروان به ولله من یه هفته بود خونة مادرم بودم,
این خودش واسه خودش غذا درست میكرد!!!
تركه تولدش رو تو یه
مدرسه برگزار می كنه!
بهش می گن : چرا تو مدرسه؟!
می گه : آخه خیلی كلاس داره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه می گن : پیامبر كی به رسالت رسید ؟
می گه : نمی دونم من سیدخندان پیاده شدم !!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه می خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد !!!
از ترکه می پرسن : می
دونی پل رو برای چی می سازند؟
می گه : برای اینکه کشتیها از زیرش رد بشن !!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به ترکه می گن برو یه کیهان (روزنامه) بخر.ده دقیقه بعد با یه خر بر می گرده!
می گن این چیه رفتی گرفتی؟!
می گه کیهان نداشت همشهری گرفتم !!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ترکه با رشتیه دعواش می
شه.یه چک می خوابونه زیر گوشش!
رشتیه هم غیرتی می شه و می گه:(( یا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه
زمین!
ترکه پا می شه و می گه:
((( این خیلی نا مردیه! ۶ نفر به یه نفر!!! )))
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
یه روز یه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.یکی اومد گفت : خر چند؟!
ترکه گفت : این که خر نیست بابا غازه!!!
یارو گفت : کی با تو بود؟! با این غازه بودم!!!
تركه می افته تو جزیره
آدم خورا، آدم خورا میگیرنش، رئیسشون میگه: اینا رو پوستشون رو میكنیم باهاش قایق
درست میكنیم.
تركه هم یه چاقو ور میداره میگذاره رو شكمش، میگه: جلو نیاید وگرنه قایقتونو
سوراخ میكنم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
یه جایی جشن بوده، تركه همینجوری میره تو و شروع میكنه به رقصیدن و بخور بخور. یكی
ازش میپرسه: ببخشید! شما رو كی دعوت كرده؟
تركه میگه: من از خونواده عروسم. یارو میگه: ببخشید، ولی اینجا جشن تولده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه تو مسابقه بیست سوالی شركت میكنه، قبل از مسابقه بهش میگن: ببین جواب
ژاندارمریه ولی همون اول نگی كه ضایع بشه، یه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو.
مسابقه شروع میشه، تركه میپرسه: جانداره؟ مجریه میگه: نه. تركه میگه: مِریه؟ میگه:
نه. تركه میگه: جاندارمریه؟!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تلویزیون داشته گل خداداد عزیزی رو به استرالیا نشون میداده، تركه تماشا میكرده.
دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون میدن، تركه شاكی میشه، میگه: حالا اونقدر
نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگیردش!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه میره راهپیمایی، میبینه شلوغه برمیگرده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه میره كله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟
تركه میگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قایم شم!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه كفترشو گم میكنه ، تو روزنامه آگهی میده: بیوه بیو!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه با كُت وزیر شلواری تو خونشون نشسته بوده. ازش میپرسند: واسه چی تو خونه كت
پوشیدی؟ میگه: آخه شاید مهمون بیاد! میپرسن: پس چرا دیگه زیر شلواری پوشیدی؟!
میگه: خوب شاید هم نیاد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه میخواسته خودكشی كنه یه تیر به مغز خودش شلیك میكنه، نیم ساعت بعد میمیره! از
همه دنیا دانشمندا جمع میشن كه ببینید قضیه این چی بوده، بعد از دوسال تحقیق میفهمند
كه تیره تو این مدت داشته دنبال مغزیارو میگشته!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه میخواسته بره بهشت زهرا، گل گیرش نمیاد كمپوت میبره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
یه یارو میره زیر غلطك، تركه میره خبر مرگش رو به خانوادش بده. میره در خونشون به
پسر یارو میگه: بابات چه جوری بود؟ میگه: دراز وباریك. تركه میگه: حالا دیگه صاف
وپهنه!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه میگن اگه همه دنیا رو بهت بدن چی كار میكنی؟ میگه: میفروشم میرم خارج!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه میگن با رضا جمله بساز، میگه: من و حسن و حسین رفتیم پارك. میگن: پس رضاش
كو؟ میگه: آخه رضا كارداشت، نیومد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه داشته خاطره تعریف میكرده، میگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، البته
سال چهل و نه دو نفر خیلی بود!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به لره میگن: با بید جمله بساز. میگه: در خانه ما یك بید بید! میگن: اون بید نیست،
بوده. میگه: آهان باشه، در خانه ما یك بود بید!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
عربه با دو تا خیار در دست میره توی یك بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله
میگه: بله. عربه میگه: پس ولك بی زحمت این دوتا رو هم بشور!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
یك بنده خدایی كلهش عین كف دست بوده، فقط دور تا دور به عرض 5 سانت مو داشته!
خلاصه این بابا میره سلمونی، یارو ازش میپرسه: چه مدلی بزنم قربان؟ میگه: دورشو
كوتاه كن، وسطشم تی بكش!!!
تركه میره تو یخچال درو رو خودش میبنده! بهش میگن چیكار میكنی مرد مؤمن؟ میگه:
ایلده میخوام ببینم این چراغش واقعاٌ خاموش میشه یا نه؟!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه سرطان داشته، میره مشهد خودشو با قفل و زنجیر میبنده به پنجرة فولادی و كلید
رو هم قورت میده، میگه: تا شفا نگیرم نمیرم! بعد یك ساعت خبر میرسه كه تو حرم بمب
گذاشتن، تركه یك كم دست و پا میزنه، بعدِ یك مدت داد میزنه: یا حضرت ابولفضل منو
از دست این امام رضا نجات بده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه میره بقالی، میگه: آقا نوشابه خانواده دارین؟ یارو میگه: بعله. میگه: به مجرد
هم میدین؟!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه میپرسن چندتا بچه داری؟ انگشت كوچیكشو نشون میده، میگه: هفت تا!! ملت كف
میكنن، میگن: بابا این كه فقط یكیه! میگه: آخه دادم mp3ش كردن!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه میره ماه عسل، یادش میره زنش رو ببره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ساندویچفروشی داشته، یك روز یك بابایی میاد میگه: قربون یك ككتل بده، فقط
بیزحمت توش گوجه نگذار. تركه میگه: آقا امروز گوجه نداریم، میخوای خیارشور
نگذارم؟!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه میگن چند تا بچه داری ؟ میگه 2 تا . میپرسن: كدومش بزرگتره؟ میگه: خوب
اولیش!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه میگن: چند تا حیوون نام ببر كه پرواز كنه. میگه: كبوتر، كلاغ، خر!
بهش میگن: بابا خر كه پرواز نمیكنه!
میگه: بابا خره دیگه، یهو دیدی پرواز كرد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه كنار یه چاهی وایساده بوده، هی میگفته: سیزده،..سیزده،..سیزده.. یكی از
اونجا رد میشده، میپرسه: ببخشید قربان، میتونم بپرسم دارید چیكار میكنید؟ تركه
یقه یارو رو میگیره، پرتش میكنه تو چاه، میگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اردبیل زلزله میاد، تركه زنگ میزنه مسئولیتش رو بر عهده میگیره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه دوتا دزد میگیره، زنگ میزنه به 220!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه از یكی میپرسه قبله كدوم طرفه؟! یارو نشونش میده، تركه میگه: باید خیلی
برم؟!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه سربازیش تموم میشه، وقتی كارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میكنه میگه: ای
بابا، من كه ازینا چهارتا دارم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه میپرسن آرزوت چیه؟
میگه: كاشكی تبریز پایتخت بود! میگن: چرا؟!
میگه: آخه اون وقت به مامیگفتن بچه تهرون!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه یه بسته هزار تومنی میشمره، 250 تومن كم میاره!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه چراغ جادو پیدا میكنه، دست میكشه روش غولش در میاد میگه: دو تا آرزو بكن.
تركه میگه: یه نوشابه خنك میخوام كه هیچ وقت تموم نشه. غوله بهش میده، تركه یكم
میخوره میگه: به به! چقدر خنكه! یكی دیگه هم بده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه جلوی پمپ بنزین داشته سیگار میكشیده، بهش میگن: جلوی پمپ بنزین سیگار نكش.
میگه: هه هه! من جلوی بابام هم سیگار میكشم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه زنگ میزنه 118، میگه: ببخشید شماره تلفن غضنفر رو دارین؟!
یارو میگه: نه. تركه میگه: پس من میخونم یادداشت كنین!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دانشمندان یه دستگاه خر سنج میسازن، از یك رشتیه و عربه و تركه هم دعوت میكنند كه
دستگاهو روشون آزمایش كنند. اول رو رشتیه آزمایش میكنند،
میگه: پنجاه درصد خر. بعد رو عربه آزمایشش میكنند، میگه: نود و پنج درصد خر!
تركه خوشحال میشه میگه: خوبه اینا از ما هم خرترن، بعد نوبت تركه میشه، دستگاه
میگه: صد رحمت به خر!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه مجری مسابقه بیست سوالی میشه، یارو ازش میپرسه، جانداره؟ میگه: نه.
میپرسه: تو جیب جا میشه؟ تركه كلی فكر میكنه، بعد میگه: تو جیب جا میشه اما اگه
تو جیبت بریزی، جیبت ماستی میشه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه میره حرم امام رضا، میگه: امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدی، ضامن من
یابو هم بشو!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه سوار اتوبوس میشه، میره یك گوشه وامیسته. راننده بهش میگه: آقا این همه صندلی
خالی، چرا نمیشینی؟
تركه میگه: حالا صبر كن، دو دقیقه دیگه همین یك ذره جا هم پیدا نمیشه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه تو مانور شركت میكنه، اسیر میشه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه میپرسن شما تهرانی هستین؟ میگه: نه چشماتون قشنگ میبینه!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تو جزیره آدمخورا یك بابایی میره ساندویچ فروشی، یك ساندویچ مغز سفارش میده.
ساندویچیه میگه: میشه 2 تومن. مرده عصبانی میشه میگه: یعنی چی؟ مگه سَرِ گردنست؟!
هفته پیش یك تومن بود! ساندویچیه میگه: آخه این مغز تهرونیه، بابا بالاخره یك
كلاس خاص خودشو داره. مرده هم ساندویچش رو میخوره و چیزی نمیگه. هفته دیگه میاد
دوباره یك ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه:شد 10 تومن! یارو
خیلی شاكی میشه، میگه: بابا چه خبرته؟! ساندویچیه میگه: آخه عزیز من،این دفعه
مغز رشتیه، كلی فسفر داره به جان تو! باز طرف چیزی نمیگه و پول و میده و ساندویچش
رو میخوره. هفته بعد دوباره میاد و یك ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه
ساندویچیه میگه: میشه 100 تومن! یارو دیگه پاك شاكی میشه و ساندویچ رو میكوبه رو
میز داد میزنه: بی انصاف! این چه مسخره بازیه دراوردی؟!! ساندوچیه میگه:آخه عزیز
من،این یكی مغز تركه، باید 100 تا كله بشكنیم تا ازش یك ساندویچ دربیاد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به یك تركه میگن: 2*2 چند می شه؟ میگه: 5 تا! میگن: برو بابا، 4 تا میشه!
میگه: آخه من از یه راه دیگه رفتم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه زمین میخوره، برای اینكه سه نشه تا خونه سینه خیز میره!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه با پسرش رفته بوده دزدی، پاسبونه میبینتشون. دوتایی میزنند به چاك، پاسبونه
هم میگذاره دنبالشون و داد میزنه: كره خر! واستا!!
پسر تركه وامیسته میگه: بابا منو شناسایی كردن، تو برو!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه میره شكار خرگوش، صدای هویج در میاره!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه زنگ میزنه خونه رفیقش میگه: غضنفر! من لهجی دارم؟
رفیقش میگه: آره! میگه: پس گحط كن دوباره میگیرم!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نمی زدند. زن تركه وقتی شب میره بخوابه،
یك یادداشت برای تركه می گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بیدار كن. صبح زنه ساعت 10 از
خواب پا میشه، می بینه تركه براش یك یادداشت گذاشته كه: پاشو زنیكه خر! ساعت
شیشه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه از ساختمون ده طبقه میفته پایین، همه جمع میشن دورش، ازش میپرسن: آقا چی شده؟
میگه: والله منم تازه رسیدم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه میگن: با ابریشم جمله بساز، میگه: هوا ابریشم خوبه!
تركه میره زیر ماشین، رفقاش با دمپایی میزنن درش میارن!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تو تبریز حكومت نظامی بوده، یارو سروانه به سربازش میگه كه تو اینجا كشیك بده، از
هفت شب به بعد هركیو تو خیابون دیدی در جا بزنش. حرفش كه تموم میشه، تا میاد بره
سوار ماشینش شه، میبینه صدای گلوله اومد. برمیگرده میبینه سربازه زده یك بدبختی رو
كشته! داد میزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره!
سربازه میگه: ایلده قربان این یك آدرسی پرسید كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پیداش
نمیكرد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ادعای میغمبری میكرده،رفیقاش بهش میگن: بابا همینجوری كه نمیشه! باید بری چهل
روز بشینی تو غار، تا از خدا برات وحی بیاد. خلاصه تركه میره، دو روز بعد با دست و
پای شكسته و خونی مالی برمیگرده! رفیقاش میپرسن: چی شده؟!
تركه میگه: ایلده ما رفتیم تو غار، یهو جبرئیل با قطار اومد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه بیهوا میاد تو اتاق، خفه میشه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
یك سری از دانشمندا داشتن روی مغز آدم تحقیق میكردند، یك ریاضی دان را انتخاب می
كنند و بهش میگن از یك تا پنج بشمر، اون هم سریع شروع میكنه به شمردن:
یك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحیش میكنند و نصف مغزش را در میارن، و دوباره
میگن بشمر، اینبار یكم كندتر میشمره : یك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش
رو جراحی میكنند و یك چهارم دیگش را در میارن و میگن بشمر، یارو آروم آروم میشمره:
یك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكی میشن، این سری
جراحی میكنند، كل مغز یارو رو درمیارن! وقتی بهوش میاد، بهش میگن بشمر، یارو میگه:
بیر...ایكی...اوچ...دورد...بش....التی....یدی!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه دنبال دزد میكنه، از دزده جلو میزنه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه خودكارش تموم میشه، ترك تحصیل میكنه!!!
به نام خالق هستی
فراگیری قوانین جستجو در
گوگول برای یافتن مطلب مورد نظر شما در بین میلیونها سایت امری ضروریست از اینرو
در ایجا به معرفی و آموزش تعدادی از مهمترین این قوانین می پردازیم : Cache: به ما نمایش داده شود
برای آموزش بهتر به مثال زیر توجه کنید cache: cache:www.mysite.com
*** Link: جهت پیدا کردن سایت هایی که
به سایت یا وبلاگ ما لینک داده اند از کلمه کلیدی link قبل از آدرس سایت خود استفاده
میکنیم link:www.mysite.com
البته این روش همیشه همه
تعداد سایت ها را ب هما نمایش نمیدهند برای به دست آوردن دقیق تر این نتیجه باید
از سرویس هایی که گوگل در اختیار صاحبانت سایت قرار میدهد استفاده کنیم *** Related: از این کلمه کلیدی برای
به دست آوردن سایت هایی که از نظر محتوا شبیه به سایت ذکر شده میباشند مورد
استفاده قرار میگیرد related:www.mysite.com
info: برای بدست آوردتپن
اطلاعاتی در مورد سایت ذکر شده به نقل از گوگل info:www.mysite.com
*** site: با استفاده از این روش
میتوان کلمه مورد نظر را نه در همه سایت ها بلکه در سایت ذکر شده جستجو کرد
به جای myword
کلمه یا کلمات مورد نظر و به جای mysite سایتی که میخواهیم در آن
جستجو کنیم قرار میدهیم site:www.mysite.com myword
*** بقیه در ادامه ی مطلب برای شما دوست عزیز
استفاده از کلمه کلیدی Cache قبل از
نام یک سایت در گوگل باعث میشود تا آخرین ورژن ذخیره شده آن سایت در سرورهای گوگل
مثال :
به نام خالق هستی
دختر:
نوعی دستگاه بهانه گیر.انگیزه ای برای انكه آدم مثل خر كار
كنه. طیف آن از اهل تریپ پسر كش شروع میشه تا شیر برنج سیب زمینی نما
ادامه میابد.
كسی كه درس میخواند درس میخواند درس میخواند و البته یك
هنر دیگر هم دارد كه آن هم این است كه درس میخواند.احتمالا اگر درس خواندن
نبود دخترها با كاشتن ابرو و بر داشتن قسمتهای اضافی دماغ سعی در زدن پوز
پسرها میكردند. تنها موجوداتی كه در مقابل دشمن مشترك(پسرها) اختلاف پیدا
میكنند. معمولا رفتن به سربازی را مثل دسته هونگ بر سر پسرها میكوبند.
پدر:
صاحب
پول.اختیار. انواع با حال آن با به یاد آوردن خاطرات دوران جوانی خود ضربه
ای به پشت پسر خود زده و با گفتن الفاظ تحبیبی چون :((ای پدر سوخته)) و ((
ببین چی تربیت كردم)) او را به سمت هدف مشایعت میكند. ورژنهای ضد حال آن
هم به مثابه سد كرج در مقابل جفتك پرانیهای محصول زندگی اش مقاومت میكند.
ماشین:
وسیله
ای كه آدم با آن اوقات فراغتش را كه چیزی حدود 20 ساعت مفید در شبانه روز
است در حاشیه خیابانهای شهر پر میكند. معمولا باید با آن گازید تا موتورش
از حلقش در بیاید. نصب انواع اگزوز و باد گیر و انواع خفن آلات دیگر كه
باعث میشود آدم ذرهای از قافله جوانان و پیر مردان ساده سوار دور شود.
لایی میكشم پس هستم! البته با تابلو كردن ماشین كمی موارد منكراتی
گریبانگیر آدم میشود كه آن را هم بی خیال! ماشین صاف كاری نشده ماشین
دخترها و كودكان نا بالغ است!!
درس:
ضد حالی كه از ب كمپلكس هم بد
مزه تر است.معمولا پدر مادرها با كوبیدن آن بر سر پسرشان ابتدایی ترین
حقوق یك بشر ( مثل اجاره خانه مجردی. پول تو جیبی یوروری و هزینه سفر
ماهانه به پاتایا و حومه) را از آدم دریغ می كنند. درس خواندن نه تنها
باعث پیشرفت پسرها نمیشود بلكه آنها را به میدان رقابتی میكشاند كه در آن
جلوی دخترها كلی دختر میشوند!
خواهر:
كسی كه باعث ارتعاش رگ آدم
میشود. تعقیب او و ریختن پته اش روی آب لذت بخش ترین تفریح بشری است.
معمولا با لوس كردن خود پیش پدر مادر سعی میكنند امتیازهای دولا پهنا
بگیرد. اما خوب وقتی پای تقسیم ارث میرسد چنان ضایع میشوند كه نایژكهای
آدم هم حال می آید.
در گوشی:
مباحثی كه اگر در حیطه این موضوع به آنها می پرداختیم سانسور میشد:
ولنتاین. همسایه. هم كلاسی. اطاق. خانه ای كه در آن كسی نیست( موسوم به خ خ) كنار خیابان و..
به نام خالق هستی
۱ـ یک پسر خوب امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر
نمیدهد ۲ـ یک پسر خوب تنها جوکهایی را بیان میکند که مورد تائید وزارت 1)
ارشاد اسلامی2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعیضات استانی و ...
باشد. ۳ـ یه پسر خوب کمتر با این جمله مواجه میشود"مشتری گرامی دسترسی شما
به این سایت مقدور نمی باشد"..
۴ـ یه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمیره.
۵ـ
یه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نمیکنه بزنه تو اتاقش. ۶ـ یه پسر
خوب پشت چراغ قرمز با دیدن یه خانم ردیف چشماش مثه چراغهای فولکس نمیزنه
بیرون..
۷ـ یه پسر خوب روزی چند بار به سازندگان یاهو مسنجر لعنت میفرسته.
۸ـ یه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متریِ هیچ خانمی نمیشینه.
۹ـ یه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشینش بوی ادکلن زنونه نمیده.
۱۰ـ
یه پسر خوب هیچ وقت پای تلفن از این کلمات استفاده نمیکنه:"ساعت" چند" "کی
میای" "کجا" "دیر نکنی یا.. ۱۱ـ یه پسر خوب وقتی میاد خونه قرمزی رژ در
هیچ نقطه از صورتش مشاهده نمیشه.
۱۲ـ یک پسر خوب زمانی که کسی میخواهد از عرض خیابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نمیکند.
۱۳ـ یک پسر خوب زمانی که یک دختر خانم راننده میبیند ذوق زده نشده و در صدد عقده ای بازی بر نمی آید
۱۴ـ یک پسر خوب که ژیان سوار میشود روی بنز همسایه با سوئیچ ماشین نقاشی نمیکشد.
۱۵ـ یک پسر خوب زمانی که تصادف میکند همانند قبائل زامبی وحشی بازی در نمی آورد.
۱۶ـ
یک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمایندگی از راهداری و شهرداری
خیابانهای شهر را متر نمیکند. ۱۷ـ یک پسر خوب به محض دیدن یک دختر خانم
متین با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و
چشمانش همانند چشمان وزغ نمیشود.
۱۸ـ یک پسر خوب دکمه های پیراهنش را
از یک متر زیر ناف تا زیر چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم میکند.
۱۹ـ یک پسر خوب به محض دیدن دختر همسایه رنگش لبوی شده و چشمش را به
آسفالت میدزود.
۲۰ـ یک پسر خوب روزی 10بارهوس بردن نذری به دم در خانه همسایه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نمیکند.
۲۱ـ یک پسر خوب بیشتر از 5 دقیقه در دستشوئی نمیماند .
۲۲ـ
یک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد یساری نخوانده وبرای همسایگان آلودگی
صوتی ایجاد نمیکند. ۲۳ـ یک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوی و برزن عرعر
عشق نکرده و آبروی خانوادگی خود را نمیبرد. ۲۴ـ یک پسر خوب با دوستانی که
مشکوک به چت و لا ابالی گری هستند معاشرت نمیکند.
۲۵ـ یک پسر خوب به
جای اینکه پول خود را در باشگاه بیلیارد و گیم نت و غیره دور بریزد بهتر
است حساب آتیه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگی خود باشد.
۲۶ـ یک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار میکند و به هر کس که میرسد نمیگوید که بجای اصغر به او رامتین و آرش و ... بگویند.
۲۷ـ
یک پسر خوب در اثر دیدن افراد غرب زده جو گیر نشده و لحاف کرسیه قرمز خال
خال یشمی را به پیراهن تبدیل نکرده و سر زانو خود را جر نمیدهد.
۲۸ـ یک پسر خوب تقاضای وسایل نا مربوطی از قبیل موبایل را از خانواده ندارد.
۲۹ـ
یک پسر خوب در صورتی که با نامزد خود بیرون رفت و کسی به خانم متلک گفت
فورا با پلیس 110 تماس حاصل می کند. ۳۰ـ یک پسر خوب برای احیای حقوق خود
از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکیک مانند خر و الاغ به کار نمیبرد.
۳۱ـ
یک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسیار خودمانی که عادت به بیان شوخی های
نا مربوط از قبیل حراج لفظی عمه و همچین خواهر مادر هستند امتناع میکند.
۳۲ـ یک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالی به 12 ماه دهانش بوی تلفن نمیدهد.
۳۳ـ یک پسر خوب هر صدایی از قبیل قار و قور شکم اهل خانه را با صدای تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نمیپرد.
۳۴ـ یک پسر خوب برای بیرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوی آئینه نایستاده و بزک نمیکند.
۳۵ـ یک پسر خوب در جشنهای فامیلی جو گیر نشده و نمیرقصد تا ابروی کل خاندان رابر باد دهد.
۳۶ـ
یک پسر خوب در مهمانی های خانوادگی نوشدنی های غیر مجاز از قبیل ماءالشعیر
را تنها با رضایت نامه رسمی و کتبی پدر محترم استعمال میکند.
۳۷ـ یک
پسر خوب هر زمان که عشقش کشید با زیر شلواری کردی چین پیلیسه دار و یا شرت
مامان دوز و رکابی همانند قورباغه به وسط کوچه نمیپرد.
۳۸ـ یک پسر خوب
تنها برای رضای خدا و کاهش بار سنگین ترافیک و حمل و نقل درون شهری و برون
شهری هر کجا که دختر خانم یا خانمی را در رده سنی 15 تا 25 سال دید سوار
کرده و به مقصد می رساند..
یک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده .
به نام خالق هستی
زین دور بی مروت ماراست بس حکایت بازی عشق و عاشق مرگ است در نهایت
مسموم آن خط و خال،بیمار ایوروشه جانم به لب رسانده آن شیمی صناعت
(ایوروشه: نوعی صنایع شیمیایی جایگزین سرخاب و...)
آن پیکر نحیفش محصول لیپوساکشن وان ابروی کمانش کرده تتو به غایت
برده عمل نموده آن خال کنج لب را بی اذن شخص والد یا بنده را رضایت
گشته است زرد کم رنگ آن طره سیاهش های لایت نموده زلفش بی شرم و بی خجالت
لیلی که رفت پارتی مجنون نشست منزل لیلی نیامد آن شب... وا عاشقا خیانت!
مجنون بی پدر را آبی نمیدهد کس نسکافه مفت چنگت...ساندیس هم کفایت
درهر کتاب فرهنگ گویند چیز خوبیست عشق ارچه پر زمعنی است اما یکیش حماقت
هرچند مال ما نیست اما جوک قشنگی است اوعاشق فلانی است... وان یک ته نجابت !!
به نام خالق هستی
:: روش های درس خواندن پسر ها و دختر ها
دخترها: بعضی از اونا واقاً می
خونند حالا چی می خونند خدا میدونه ولی واسه اینكه تابستون راحت باشن و به
بهانه كلاس سنتور , نقاشی , برن عشق و صفا وقتی میرن سر كتاب تا یكی دو
ساعت دیگه كلشونو از كتاب بر نمی دارند . عادت دارند زیر مطالب كتاب خط
بكشند كه بعدا بخونند بعضی هاشون هم كه مثلا درس می خونند كتاب جلوشونه
چشمشون هم روی كتابه ولی حواسشون یه جای دیگست ...( پیشه همون .........)
یه عده ای هم هستند كه به بهونه اینكه مشكل دارن زنگ میزنند خونه دوستشونو
دوستشون هم از خدا خواسته حدود یك ساعت و اندی به طوری كه اشك و دود تلفن
در میاد برای هم قصه تعریف می كنند یه سری هم به دلیل اینكه نداران و
انگیزه ای برای دودره كردن كلاسا ندارن مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه
(اخه شنیدن تو دانشگاه خیلی خبراست)نكته:(دلیل اینكه پسرا نمیرن دانشگاه
همین دختراس(البته از نوع سیریشش)
و اما پسر ها: یا درس نمی خونند یا
وقتی می خواند بخونند باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد كه شب امتحانه ... یه
كم كه درس خوندند یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شوند و به یه چیزی فكر
می كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند میشند میرن استراحت می كنند بعد از
یك ساعت استراحت دوباره میرند میشینند فكر می كنند . وقتی فكرشون تموم شد
كتاب را ورق میزنند یه كم براندازش میكنند وزنش می كنند استخاره می كنند
برای خودشون تقسیمش می كنند میگند تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت
فلان اینقدر بعد میرن استراحت كنند . حین استراحت حسشون تموم میشه حال
ندارند برند بخونند ولی چون می دونند فردا امتحان دارند پا میشند میرند سر
كتابشون. همینجور كه می خونند هیچی حالیشون نیست . جای دیگه فكر می
كنند(لازم به ذكر است كه هیچ وقت در هیچ موقعیتی فكر نمی كنند فقط موقع
درس خوندن فكرشون می بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع
استراحت می بینند خیلی دیر شده .دوباره میرنند درس بخونند این بار می
خونند یه چیزایی هم یاد میگیرند ولی چیزایی كه یاد نمی گیرند را میذارند
كه فردا از دوستاش بپرسند یه كم به معلمشون فحش میدند می گند اینارو درس
نداده خلاصه آخرش نمیرسند كتاب را تموم كنند فردا میرند میبینند كه
دوستاشون یه چیزایی می گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خر
میشه اونایی هم كه خونده بودند یادشون میره به همین سادگی
به نام خالق هستی
|
clone cd یكی از قول برنامه های بی شاخ دم در ایمیج گرفتن و رایت سی دی های قفل دار هست. برای من تا حالا درایو مجازی نساخته اما خویش و قومشون!! Virtual CloneDrive برای همین كار ساخته شده آخرین ورژن این برنامه و همچنین برنامه clone رو از سایت slysoft.com بگیر (البته كرك clone رو هم باید از سایت های كرك پیدا كنی). Virtual CloneDrive تا هشت درایو مجازی درست می كنه. البته Alcohol 120% تا 31 درایو مجازی هم می تونه درست كنه اما با قدرت clone cd كار نمی كنه . كار كردن باclone cd هیچ كاری نداره برنامه كه باز شد گزینه اول ایمیج می گیره گزینه دوم ایمیج رایت می كنه و سومیش مال كپی cd و چهارمیش cd هایی كه قابل پاك شدن و دوباره رایت شدن rewritable را پاك می كنه رو یكیش كلیك می كنی دوسه تا next میزنی یه آدرس می دی و ok |
» پنجشنبه 15 بهمن 1388 - شرط عشق
» پنجشنبه 15 بهمن 1388 - آنقدر دلش شکسته بود که ...
» پنجشنبه 15 بهمن 1388 - کفش های طلایی
» چهارشنبه 14 بهمن 1388 - جلوگیری از هک شدن ای دی
» چهارشنبه 14 بهمن 1388 - هک کردن ای دی یاهو
» چهارشنبه 14 بهمن 1388 - زندگی از فیزیك تا متافیزیك
» چهارشنبه 14 بهمن 1388 - یك مطلب علمی جالب در مورد فضا
» دوشنبه 12 بهمن 1388 - لطیفه
» دوشنبه 12 بهمن 1388 - جستجو در گوگل
» شنبه 5 دی 1388 - دیكشنری پسرهای ایرونی
» شنبه 5 دی 1388 - مشخصات پسر خوب!!
» شنبه 5 دی 1388 - لیلی که رفت پارتی...
» شنبه 5 دی 1388 - روش های درس خواندن پسر ها و دختر ها!!!
» چهارشنبه 25 آذر 1388 - آموزش برنامه clone cd
