سلام بر شما دوست عزیز
از بازدید شما ممنونم
امیدوارم مفید باشد.
نظر یادتون نره!!!
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
این مطلب را حتما بخونید خیلی جالبه...و در واقع در مورد رشته ی دانشگاهی منه.
برای همین گفتم این مطلب رو بزارم شاید قابل توجه باشه.
ادامه ی مطلب...
ادامه مطلب
طبقه بندی: آموزشی، علمی،
شاید
خیلی از شما به صورت روزانه با گوگل سر و کار داشته باشید. همانطور که می
دانید گوگل در سال های اخیر پیشرفت های فراوانی کرده و امکانات زیادی را
برای کاربران خود مهیا کرده است با این حال هنوز هم خیلی از افراد فقط به
عنوان یک موتور جستجو به گوگل نگاه می کنند. یکی از امکانات خوب این موتور
جستوی قدرتمند که شاید تا حدودی با آن آشنا باشید، توانایی انجام عملیات
ریاضی و در اصطلاح ماشین حساب گوگل است. در این پست می خواهم تا حدودی شما
را با این ماشین حساب بیشتر آشنا کنم و همچنین به معرفی برخی از عملگر ها
و دستور های آن بپردازم.| عملگر | عمل | مثال |
| + or plus | جمع | 25 + 44 = 69 |
| - or minus | تفریق | 17 - 6 = 11 |
| * or times | ضرب | 21 * 5 = 105 |
| / or divided by | تقسیم | 35 / 7 = 5 |
| ^ or ** | توان | 2 ^ 4 = 16 |
| % or mod or modulo | باقیمانده حاصل از تقسیم دو عدد | 56 % 3 = 2 |
| th root of | محاسبه ریشه n ام عدد | 2 th root of 4 = 2 |
| % of or percent | محاسبه درصد از یک عدد مثلا 20 درصد از 200 | 20 % of 200 = 40 |
| sqrt | جذر یک عدد | sqrt(9) = 3 |
| sin ,cos ,tan | دستور های مثلثاتی ( بر حسب رادیان ) | sin(30) = -0.988031624 |
| ln | لوگاریتم یک عدد در مبنای e | ln(17) = 2.83321334 |
| log | لوگاریتم یک عدد در مبنای 10 | log(100) = 2 |
| lg | لوگاریتم یک عدد در مبنای 2 | lg(8) = 3 |
| ! | فاکتوریل | 5! = 120 |
اغلب عملگر ها و دستور های مورد استفاده در جدول بالا ذکر شد اما چند نکته پیرامون این دستور ها و ماشین حساب گوگل:
* ممکن است در محاسبه برخی از عبارات ریاضی به مشکل برخورد کنید و گوگل محاسبه را انجام ندهد، در چنین حالت های می توانید از عملگر = در انتهای عبارت استفاده کنید. مثلا اگر عبارت 1234 - 555 - 800 - 1 را وارد کنید جوابی دریافت نخواهید کرد بنابراین می توانید از = در انتهای آن استفاده کنید تا جواب عبارت داده شود.
* برای مشخص کردن اولویت محاسبه بخشی از عبارت می توان از پرانتز در اطراف آن استفاده کرد. برای مثال در عبارت (1+2)*3 ابتدا عمل 1+2 انجام شده و جواب حاصل در عدد 3 ضرب می شود بنابراین مقدار حاصل 9 خواهد بود. لازم به ذکر است در صورتی که از پرانتز استفاده نکنید، گوگل به صورت اتوماتیک بر طبق اولویت عملگر ها عبارت را محاسبه می کند برای مثال اگر عبارت قبل را بدون پرانتز وارد کنیم( 1+2*3 ) جواب حاصل 7 هست.
* از عملگر in می توانید برای تبدیل از یه واحد به واحد دیگر استفاده کنید. برای مثال عبارت "x pounds in dollars" مقدار عدد x را از واحد پوند به دلار تبدیل می کند یا عبارت "x kilometers in meter" مقدار x را از کیلومتر به متر تبدیل می کند. همچنین عملگر in در تبدیل موارد دیگری مانند زمان، درجه، بایت و ... کاربرد دارد. (مثالی های پایین صفحه را ببینید)
* می توان از عبارات در مبنای های دیگر مثل مبنای 16 و 8 و2 نیز استفاده کرد. برای اینکه بتوانیم یک عدد در مبنای 16 در محاسبه شرکت دهیم باید قبل از آن پیشوند 0x را قرار دهید. برای استفاده از اعداد در مبنای 2 و 8 نیز به ترتیب باید از پیشوند های 0b و 0o استفاده کنید. برای مثال عبارت زیر را در نظر بگیرید:
0b1011 + 0o01+ 0x7f
در عبارت بالا عدد 1011 (در مبنای 2) و عدد 01 (در مبنای 8) و عدد 7f (در مبنای 16) با هم جمع می شوند، مبنای جواب حاصل نیز بر حسب مبنای عددی که اول وارد می شود به دست می آید یعنی در اینجا جواب عبارت در مبنای 2 خواهد بود که برای تبدیل آن به سایر مبناها می توانید از عملگر in استفاده کنید.
* در عبارات می توان از ثابت های ریاضی و یا واحد های مورد استفاده در فیزیک نیز استفاده کرد. اکثر این ثابت ها دارای نام های کوتاه و بلند هستد به طور مثال برای استفاده از کیلومتر هم می توان عبارت kilometer و هم km را به کار برد و یا برای سرعت نور از the speed of light و c استفاده کرد. از ثابت های ریاضی نیز می توان e (عدد نپر)، pi (عدد پی)، i (عدد موهومی که همان جذر 1- هست) را نام برد.
* در دستور های مثلثاتی که در جدول بالا ذکر شد، بر حسب رادیان هستند بنابراین عددی که به آن ها داده می شود باید بر حسب رادیان باشد. برای تبدیل یک عدد از درجه به رادیان باید آن عدد را در عدد پی (pi) ضرب کرده و بر 180 تقسیم کنیم. به طور مثال جواب عبارت sin(30*pi/180) برابر 0.5 هست که معادل درجه ایی سینوس 30 هست. همچنین علاوه بر توابع مثلثلتی که در بالا ذکر شد می توانید از توابع sec ، csc ، sinh ، tanh و ... استفاده کنید.
برای آشنایی بیشتر مثال های زیر را ببینید:
+ 1 a.u./c
+ 0x7f + 0b10010101 in decimal
+ 160 pounds * 4000 feet in Calories
+ sqrt(-4)
از کاربرد های عملگر in مثال های زیر را ببینید:
+ 98.6 Fahrenheit in Celsius or 98.6 f in c
طبقه بندی: آموزشی، دنیای کامپیوتر،
نرم افزار پیغام رسان فوری یاهو مسنجر نسخه مخصوص ویندوز ویستای
آن منتشر گردید. چند ماه پیش تر کمپانی یاهو تولید و ارائه رایگان این
نسخه را به کاربران خود اعلام کرده بود. پیغام رسان یاهو مسنجر ویستا؛
تفاوت های بسیاری از نسخه های معمول این پیغام رسان دارد. امکاناتی همچون
رابط گرافیکی بسیار پیشرفته مبتنی بر ویندوز ویستا، افزایش رابطه نرم
افزار با دیگر سرویس های یاهو و امکانات رنگ آمیزی و افزایش زیبایی محیط
کار از مهمترین پیشرفت های این نسخه می باشد.نمونه هایی از تصاویر آن را می توانید در زیر ببینید.
نسخه بتا هم اضافه شد.
طبقه بندی: آموزشی، دنیای کامپیوتر،
یك تاجر آمریكایى نزدیك رودی در یکی از روستاهای مكزیك ایستاده بود، كه
یك قایق كوچك ماهیگیرى از کنارش رد شد و ماهیگیر چند ماهی شکار کرده بود!
از مكزیكى پرسید:
چقدر طول كشید كه این چند تارو بگیرى؟
مكزیكى:
مدت خیلى كمى !
آمریكایى:
پس چرا بیشتر صبر نكردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟
مكزیكى:
چون همین تعداد هم براى سیر كردن خانوادهام كافیه !
آمریكایى:
اما بقیه وقتت رو چیكار میكنى؟
مكزیكى:
تا دیروقت میخوابم! یك كم ماهیگیرى
میكنم!با بچههام بازى میكنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهكده
میچرخم! با دوستام شروع میكنیم به گیتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با
این نوع زندگى !
آمریكایى:
من توی هاروارد درس خوندم و میتونم كمكت كنم. تو باید بیشتر ماهیگیرى كنى.
اونوقت میتونى با پولش یك قایق بزرگتر بخرى، و با درآمد اون چند تا قایق
دیگه هم بعدا اضافه میكنى! اونوقت یك عالمه قایق براى ماهیگیرى دارى!!
مكزیكى:
خب! بعدش چى؟
آمریكایى:
بجاى اینكه ماهىهارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به مشتریها میدى و
براى خودت كار و بار درست میكنى... بعدش كارخونه راه میندازى و به
تولیداتش نظارت میكنى... این دهكده كوچیك رو هم ترك میكنى و میرى مكزیكو
سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورك... اونجاس كه دست به كارهاى
مهمتر هم میزنى ...
مكزیكى:
اما آقا! اینكار چقدر طول میكشه؟
آمریكایى:
پانزده تا بیست سال !
مكزیكى:
اما بعدش چى آقا؟
آمریكایى:
بهترین قسمت همینه! موقع مناسب كه گیر اومد، میرى و سهام شركتت رو به قیمت
خیلى بالا میفروشى! اینكار میلیونها دلار برات عایدى داره !
مكزیكى:
میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمریكایى:
اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یك دهكده ساحلى كوچیك! جایى كه میتونى تا
دیروقت بخوابى! یك كم ماهیگیرى كنى! با بچه هات بازى كنى ! با زنت خوش
باشى! برى دهكده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنى و خوش بگذرونى!!!
مكزیكی :
مگه الان همین كار را نمیكنم؟

طبقه بندی: مطالب طنز و جالب!، داستان های جالب،
وصیت نامه اردوارد ادیش
( تاجر بزرگ امریکایی )**
من ادوارد ادیش هستم که برای شما می نویسم، یکی از بزرگترین تاجران آمریکایی با سرمایه ای هنگفت و حساب بانکی که گاهی خودم هم در شمردن صفرهای مقابل ارقامش گیج می شوم! دارای شم اقتصادی بسیار بالا! که گویا همواره به وجودم وحی می شود چه چیز را معامله کنم تا بیشترین سود از آن من شود، البته تنها شانس و هوش نبود من تحصیلات دانشگاهی بالایی هم داشتم که شک ندارم سهم موثری در موفقیتهای من داشت.
یادم هست وقتی بیست ساله بودم خیال می کردم اگر روزی به یک چهلم سرمایه فعلیم برسم خوشبخترین و موفقترین مرد دنیا خواهم بود و عجیب است که حالا با داشتن سرمایه ای چهل برابر بیشتر از آنچه فکر می کردم باز از این حس زندگی بخش در وجودم خبری نیست .
من در سن 22 سالگی برای اولین بار عاشق شدم.
راستش آنوقتها من تنها یک دانشجوی ساده بودم که شغلی و در نتیجه حقوقی هم نداشتم .
بعضی وقتها با تمام وجود هوس می کردم برای دختر موردعلاقه ام هدیه ای ارزشمند بگیرم تا عشقم را باور کند و کاش آن روزها کسی بود به من می گفت که راه ابراز عشق خرید کردن نیست که اگر بود محل ابراز عشق دلباخته ترین عاشق ها ، فروشگاهها می شد!!
کسی چیزی نگفت! و من چون هرگز نتوانستم هدیه ای ارزشمند بگیرم هرگز هم نتوانستم علاقه ام را به آن دختر ابراز کنم و او هم برای همیشه ترکم کرد.
روز رفتنش قسم خوردم دیگر تا روزی که ثروتی به دست نیاوردم هرگز به دنبال عشقی هم نباشم و بلند هم بر سر قلبم فریاد کشیدم :
هیس ، از امروز دگر ساکت باش و عجیب که قلبم تا همین امروز هم ساکت مانده است ...
و زندگی جدید من آغاز شد …
من با تمام جدیت شروع به اندوختن سرمایه کردم، باید به خودم و تمام آدمها ثابت می کردم کسی هستم. شاید برای اثبات کسی بودن راههای دیگری هم بود که نمی دانم چرا آنوقتها به ذهن من نرسید ...
دیگر حساب روزها و شبها از دستم رفته بود.
روزها می گذشت،
جوانیم دور میشد و به جایش ثروت قدم به قدم به من نزدیکتر می شد،
راستش من تنها در پی ثروت نبودم،
دلم می خواست از ورای ثروت به آغوش شهرت هم دست یابم و اینگونه شد،
آنچنان اسم و رسمی پیدا کرده بودم که تمام آدمهای دوروبرم را وادار به احترام می کرد و من چه خوش خیال بودم ، خیال می کردم آنها دارند به من احترام می گذارند اما دریغ که احترام آنها به چیز دیگری بود.
آن روزها آنقدر سرم شلوغ بود که اصلا وقت نمی کردم در گوشه ای از زنده ماندنم کمی زندگی هم بکنم!
به هر جا می رسیدم باز راضی نمی شدم بیشتر می خواستم،
به هر پله که می رسیدم پله بالاتری هم بود و من بالاترش را می خواستم و اصلا فراموش کرده بودم اینجا که ایستادم همان بهشت آرزوهای دیروزم بود کمی در این بهشت بمانم، لذتش را ببرم و بعد یله بعدی، من فقظ شتاب رفتن داشتم حالا قرار بود کی و کجا به چه چیز برسم این را خودم هم نمی دانستم!
اوایل خیلی هم تنها نبودم، آدمها ی زیادی بودند که دلشان می خواست به من نزدیکتر باشند، خیلی هاشان برای آنچه که داشتم و یکی دو تا هم تنها برای خودم و افسوس و هزاران افسوس که من آن روزها آنقدر وقت نداشتم که این یکی دو نفر را از انبوه آدمهایی که احاطه ام کرده بودند پیدایشان کنم، من هرگز پیدایشان نکردم و آنها هم برای همیشه گم شدند و درست از روز گم شدن آنها تنهایی با تمام تلخیش به سویم هجوم آورد.
من روز به روز میان انبوه آدمها تنها و تنها تر میشدم و خنده دار و شاید گریه دارش اینجاست هیچ کس از تنهایی من خبر نداشت و شاید خیلیها هم زیر لب زمزمه می کردند: خدای من، این دگر چه مرد خوشبختیست! و کاش اینطور بود ...
و باز روزها گذشت، آسایش دوش به دوش زندگیم راه می رفت و هرگز نفهمیدم آرامش این وسط کجا مانده بود؟
ایام جوانی خیال می کردم ثروت غول چراغ جادوست که اگر بیاید تمام آرزوها را برآورده می کند و من با هزاران جان کردن آوردمش اما نمی دانم چرا آرزوها ی مرا برآورده نکرد ...
کاش در تمام این سالها تنها چند روز، تنها چند صبح بهاری پابرهنه روی شنها ی ساحل راه می رفتم تا غلفلک نرم آن شنهای خیس روحم را دعوت به آرامش می کرد.
کاش وقتهایی که برف می آمد من هم گوله ای از برف می ساختم و یواشکی کسی را نشانه می گرفتم و بعد از ترس پیدا کردنم تمام راه را بر روی برفها می دویدم .
کاش بعضی وقتها بی چتر زیر باران راه می رفتم، سوت می زدم ، شعر می خواندم ،
کاش با احساساتم راحتر از اینها بودم، وقتهایی که بغضم می گرفت یک دل سیر گریه می کردم و وقت شادیم قهقهه خنده هایم دنیا را می گرفت ...
کاش من هم می توانستم عشقم را در نگاهم بگنجانم و به زبان چشمهایم عشق را می گفتم ...
کاش چند روزی از عمرم را هم برای دل آدمها زندگی می کردم ، بیشتر گوش می کردم ، بهتر نگاهشان می کردم ...
شاید باورتان نشود، من هنوز هم نمی دانم چگونه می شود ابراز عشق کرد، حتی نمی دانم عشق چیست، چه حسیست تنها می دانم عشق نعمت باشکوهی بود که اگر درون قلبم بود من بهتر از اینها زندگی می کردم،
بهتر از اینها می مردم .
من تنها می دانم عشق حس عجیبیست که آدمها را بزرگتر می کند.
درست است که می گویند با عشق قلب سریعتر می زند،
رنگ آدم بی هوا می پرد،
حس از دست و پای آدم می رود
اما همانها می گویند عشق اعجاز زندگیست،
کاش من هم از این معجزه چیزی می فهمیدم ...
کاش همین حالا یکی بیاید تمام ثروت مرا بردارد و به جایش آرام حتی شده به دروغ! درون گوشم زمزمه کند دوستم دارد،
کاش یکی بیاید و در این تنهایی پر از مرگ مرا از تنهایی و تنهایی را از من نجات دهد،
بیاید و به من بگوید که روزی مرا دوست داشته است،
بگوید بعد از مرگ همواره به خاطرش خواهم ماند،
بگوید وقتی تو نباشی چیزی از این زندگی ،
چیزی از این دنیا ،
از این روزها کم می شود .
راستی من کجای دنیا بودم ؟
آهای آدمها ، کسی مرا یادش هست ؟؟؟
اگر هست تو را به خدا یکی بیاید و در این دقایق پر از تنهایی به من بگوید که مرا دوست داشته است ..

طبقه بندی: مطالب طنز و جالب!، گلچین ها،
آیا تا به حال در شرایطی بوده اید که به خودتان بگویید «من هر چه قدر تلاش کنم باز هم موفق نخواهم شد؟» وقتی همیشه با وجود تلاش فراوان شکست بخورید یعنی یک جای کارتان از ریشه خراب است. یکی از این «جا های کار» قوه خلاقیت است! اگر در هر کاری هیچ خلاقیتی از خود نشان ندهید در آن کار موفق نخواهید بود.
هر عنوانی که داشته باشید (خصوصآ وبلاگ نویس) در کارتان به خلاقیت نیاز دارید پس منتظر معجزه نباشید و از همین حالا با همین مطلب دوران خلاقیت و موفقیت در زندگی تان را شروع کنید ، روی علت های زیر دقیق فکر کنید. هر کدام که راجع به شما صادق است را به خاطر بسپارید و در طی زمان مرحله به مرحله راه حل های آن را کشف کرده و سعی کنید حلش کنید.

علت ۱: شما به کار خود علاقه ندارید
این مشکل را خیلی از افراد دارند. همیشه دوست داشته اید طراح
اتومبیل شوید اما چشم به هم زده اید و می بینید آن چه دارید فوق لیسانس
مهندسی نساجی است و نزدیک سی سال سن!
خوب در این شرایط نمی شود انتظار داشت شما صبح به صبح با ایده های نابی در
رابطه با نساجی از خواب برخیزید و با شوق و ذوق سر کار روید. از من انتظار
نداشته باشید راه حل دقیق را جلوی پای شما بگذارم چون هیچ کس به خوبی
خودتان نمی تواند برای آینده تصمیم گیری کند اما در این حد بگویم که یا
باید سراغ طراحی اتومبیل بروید یا باید به نساجی علاقه مند شوید.
«من حتی یک روز هم در زندگی ام کار نکردم ، آنها همش تفریح بود.» (ادیسون)
علت۲: شما امور مهم از غیر مهم را به خوبی تشخیص نمی دهید
در این رابطه قبلآ یک بار بحث کرده ایم. مشغول بودن به معنی مفید
بودن نیست. اینکه شما از شش صبح تا نه شب سر کار هستید تضمینی برای موفقیت
شما نیست. وقتی ساعت کاری تان به بحث راجع به فوتبال و ناهار و نماز و جوک
و اسم ام اس و بلوتوث و… خلاصه می شود نتیجه هم مشخص است. موقعی انتظار
نتیجه خوب داشته باشید که واقعآ کار کنید. حتی اگر یک ساعت کار مفید انجام
دهید نتیجه آن را خواهید دید اما صرفآ سر کار رفتن نتیجه خوب به همراه
نخواهد داشت.
«مشغول بودن همیشه به معنی مفید بودن نیست، کار واقعی وقتی مشخص میشود که نتیجه خوبی بدهد و برای گرفتن نتیجه خوب چیزهایی از قبیل برنامهریزی، هماهنگی، ذکاوت، شجاعت و… لازم است. با تظاهر کردن چیزی درست نمیشود.» (ادیسون)
علت۳: شما خیلی زود دلسرد می شوید
امروز با شوق و ذوق راجع به ایده جدید تان با همه بحث می کنید و
فردا به همه می گویید« ایده مسخره ای بود فایده نداشت ، یه فکر دیگه
کردم….»
در این حالت یا راه درست فکر کردن و تصمیم گرفتن را بلد نیستید یا زود
دلسرد می شوید. به جای اینکه هر روز یک ایده جدید بدهید ماهی یک ایده را
عملی کنید. از میان فکر های تان بهترین را انتخاب کنید و روی آن وقت
بگذارید و با پشتکار جلو بروید.
«من هزاران بار شکست نخوردم! بلکه هزاران راهی را یاد گرفتم که به درست شدن یک لامپ ختم نمی شد.» (ادیسون)
علت۴: شما اشتباهات خود را زود فراموش می کنید
همه ما اشتباه می کنیم ، هیچ شک و ایرادی هم به این وارد نیست و این کاملآ
طبیعت انسان است. اما اینکه هر دفعه اشتباه قبلی تان را از یاد ببرید و
دوباره آن را تکرار کنید به هیچ وجه قابل قبول نیست. وقتی اشتباهی می کنید
به خود بگویید این برایم درس خوبی شد که دیگه هرگز این اشتباه را تکرار
نکنم و این را به خاطر بسپارید.
علت۵: شما به کار کردن عادت ندارید
اگر همیشه عادت داشته اید از نه صبح تا پنج عصر بنشینید پشت میز
و امضا یا مهر بزنید انتظار نداشته باشید در کار جدید تان خلاقیت فوق
العاده ای داشته باشید. یک شبه هیچ چیز عوض نخواهد شد پس فقط به کاری که
می کنید ایمان داشته باشید و با پشتکار و صبر جلو بروید.
«صبر و شکیبایی کلید موفقیت است فقط باید به آن ایمان داشته باشید.» (ادیسون)
علت۶: شما وقفه زیادی بین کار ها می اندازید
اصلآ و ابدآ مشکلی با یک استراحت و تفریح به موقع نیست اما باید
همیشه به یاد داشته باشید چه موقع هر چیزی کافی است و برای انجام دادن آن
چه به نفع تان است اراده داشته باشید.
علت۷: شما شیوه زندگی نا سالمی دارید
Lifestyle یا «شیوه زندگی» و Healthy یا «سالم» از جمله کلماتی
است که ایرانی ها عمومآ به کار نمی برند و حتی یه جورایی معادل دقیقی هم
برای آنها در فارسی نداریم چون معنی ای که Lifestyle یا Healthy در
انگلیسی می دهد عینآ همان مفهوم در کلمات «شیوه زندگی» و «سالم» را نمی
رساند.
منظورم اینجا از شیوه زندگی نا سالم چیه؟ این که شب مسواک نزده (باور کنید!) جلوی تلویزیون روشن خوابتان ببره و صبح با صدای زنگ وحشتناک ساعت تان از خواب بپرید و صبحانه نخورده در حالی که لی لی کنان در حالی که سعی دارید همین طور که می دوید بند کفشتان را هم ببندید از خانه بیرون بزنید! باور بکنید یا نه «شیوه زندگی» یکی از مهم ترین عوامل موفقیت شماست. پس به زندگی تان نظم و ترتیب دهید و آن را درست مدیریت کنید.
این پست را به دو قسمت تقسیم کردم و قسمت بعدی را فردا منتشر خواهم کرد تا طولانی شدن آن باعث نشود شما آن را نصفه و نیمه بخوانید. قبلآ راجع به چنین پست هایی اینجا بحث کردهایم ، چند دقیقهای که دقیق خواندن این پست وقت شما را خواهد گرفت شاید برایتان بعدآ هزاران دقیقهی شاد و سرشار از موفقیت به ارمغان بیاورد ، اگر باور ندارید مشکل از شماست!
تا به حال فکر کردهاید چرا عدهای در انجام کاری موفق میشوند و عدهی دیگری در انجام همان کار شکست میخورند؟ به راستی رمز این موفقیت چیست که عدهای به آن میرسند و عدهای تا آخر عمر انتظار آن را میکشند؟ برای پاسخ دادن به این سوال باید ببینیم افراد موفق و ناموفق چه تفاوت هایی با هم دارند.

در زیر هفت تفاوت مهمی که افراد ناموفق با افراد موفق دارند را با هم بررسی میکنیم:
۱- آنها معنی صحیح موفقیت را نمیدانند: «نابرده رنج گنج میسر نمیشود.» شما در مورد موفقیت چه فکر میکنید؟ به نظر شما موفقیت ذاتی است یا اکتسابی؟ جوابی که هر کس به این سوال میدهد تا حد زیادی بیانگر شخصیت و به نوعی عامل اصلی بودن او در موقعیتی که در حال حاظر دارد است خواه موققیت و رضایت از زندگی باشد خواه شکست و نارضایتی.
در مورد موفقیت سه باور عمومی وجود دارد:
موفقیت شانسی است: عدهای معتقداند موفقیت شانسی است. اگر شما فکر کنید موفقیت شانسی است چقدر برای کسب آن تلاش میکنید؟ مسلم است هرگز!
اگر رفتار خود و دیگران را زیر نظر بگیرید خواهید دید که ما برچسب «شانس» را فقط به اجناس دلخواه خودمان میچسبانیم. به عنوان مثال دقت کنید مردم اکثرآ موفقیت های دیگران و شکست های خود را تقصیر شانس میاندازند.
مثلآ وقتی فاطمه خانم میفهمه پسر اکبر آقا کار و بارش حسابی گرففته و ماشین مدل بالا سوار میشود و… میگوید «خدا شانس بده!» ، «ما که از این شانس ها نداریم!» ولی اینکه این بیچاره چقدر برای کسب موفقیت تلاش کرده اصلآ در نظر گرفته نمیشه و «شانس» میشود تنها عامل کسب تمام این موفقیت ها.
اما اگر دختر همان فاطمه خانم دانشگاه قبول شود عامل شانس به کلی کنار گذاشته شده و علت کسب این موفقیت تلاش شبانه روزی ، هوش و ذکاوت ، استعداد و نبوغ دختر گلشان است.
پس باور کنید که شانس خوب فقط یک فرصت برای رسیدن به موفقیت و شانس بد فقط یک اتفاق است.
عامل اصلی هر آنچه برای ما اتفاق میافتد فقط خود ما و آنچه انجام میدهیم است.
موفقیت ذاتی است: عدهای معتقداند موفقیت ذاتی است و افراد موفق موفق زاده میشوند. این باور اگر خود را یک انسان فوق العاده موفق بدانید زیاد بد نیست و تا حدودی باعث پیشرفت شما میشود ولی اگر خود را یک انسان شکست خورده بدانید چه طور؟ بهتر است برای کسب موفقیت تلاش کنید یا برای دوباره متولد شدن؟
موفقیت اکتسابی است: این بهترین اعتقادی است که میتوان نسبت به موفقیت داشت. اگر شما ایمان داشته باشید که میتوانید موفقیت را به دست آورید بعد از کسب موفقیت اول دومی را هم به سرعت به دست میآورید و سومی… و همین طور موفقیت های بعدی را. یعنی موفقیتی نامحدود کسب خواهید کرد! همچنین اگر در این میان شکست بخورید با انرژی و پشتکار دوباره خودتان را بالا میکشید.
«شانس تو را موفق نمیکند این تویی که شانس را به موفقیت تبدیل کنی.»
(Kevin Geary)
۲- آنها معنی صحیح شانس را نمیدانند:همان قدر که درست ندانستن معنای صحیح موفقیت باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی میشود ندانستن معنای صحیح شانس هم از موفقیت جلوگیری میکند. عدهای فکر میکنند شانس حتمآ موفقیت به همراه دارد این افراد همیشه منتظر اتفاقی خارق العاده هستند در حالی که شانس های زیادی را بدون اینکه بدانند از بین میبرند.
عدهای شانس را فقط یک احتمال برای موفقیت میدانند این افراد اگر معتقد باشند موفقیت اکتسابی است شاید تلاشی برای تبدیل شانسشان به موفقیت بکنند در غیر این صورت هیچ !
عدهای شانس را یک سرعت دهنده به عمل رسیدن به موفقیت میدانند ولی همواره بدون شانس هم کار خود را جلو میبرند این افراد همیشه موفق تر از دیگران هستند و جالب این جاست که همیشه افراد موفق پشت سر هم شانس میآورند! آیا فکر نمیکنید این فقط شانس نیست؟ چرا افراد ناموفق هر روز بیشتر از پیش به دردسر میافتند؟
۳- آنها معنی صحیح تلاش را نمیدانند: یک کارخانه را در نظر بگیرید ، خیلی ها میگویند کارگر ها خیلی بیشتر از مدیران کار میکنند. این تمامآ به طرز تفکر فرد نسبت به «تلاش» بستگی دارد. دو مورد زیر را در نظر بگیرید:
- تلاش فیزیکی
- تلاش فکری
مدیر کارخانه پشت میز میشینه ، کت و شلوار میپوشه و از هوای مطبوع دفترش لذت میبره اما این ابدآ دلیل بر اینکه کمتر از آن کارگر کار میکند نیست بلکه فقط نوع کار این دو با یکدیگر فرق میکند. قبول نکردن این امر مثل اینه که بگویید کسی که از کارش لذت نمیبرد باید حقوق بیشتری از کسی که از کارش لذت میبرد بگیرد ، آیا منطقی است؟
کسی که مدیر یک کارخانه است خیلی بیشتر از کارگر کارخانه میارزد (از نظر مالی) ، چرا؟ چون کارگر فراوان است اما کسی که بتواند میلیارد ها تومان سرمایه را مدیریت کند و به سوددهی برساند نه!
نا گفته پیداست که اگر همان مدیر پشت میز نشین کارش را انجام نمیداد آن کارگر هم شغلی نداشت ،شما میخواهید کدام طرف ماجرا باشید؟ تمام مردم دنیا آرزو داشتهاند موفق و ثروتمند باشند اما چند نفر به آرزویشان رسیدهاند؟
به نظر شما مدیر آن کارخانه دربارهی شانس و موفقیت چه فکر میکند؟ کارگر کارخانه چطور؟
یکی از فرق هاشون هم اینه که افراد موفق کپی پیست نمیکنند ، جدی میگم!
ادامه دارد…
طبقه بندی: آموزشی، گلچین ها،
چند روز پیش سری به وبلاگ زنگوله زدم و اتفاقی چشمم به پستی افتاد که خیلی برام جالب بود. موضوع پست در مورد وضعیت شبکه های اجتماعی در ایران و یه مشت آدم .... بود که 360 رو به گند کشیدن. از اونجا که بنده هم با کلیه موارد ذکر شده موافقم، تصمیم گرفتم اونو در وبلاگ خودم هم قرار بدم.
اگر در طی چند سال اخیر در اینترنت فعال نبوده اید این مطلب را به درستی درک نخواهید کرد.

ادامه مطلب
طبقه بندی: آموزشی، خبر های داغ!!!، دنیای کامپیوتر،
با اطلاع از چگونگی نوشتن عبارات جستجو در موتورهای جستجو، میتوانید اطلاعات موردنیازتان را به راحتی پیدا کنید. به عنوان مثال دستور <کلمه مورد نظر: Inurl> باعث میشود تا موتور جستجوی گوگل، همه صفحاتی که در آدرس آنها، کلمه مورد نظر وجود داشته باشد را برایتان فهرست کند.
2) نوار ابزار گوگل
با اضافه کردن نوار ابزار گوگل به مرورگرتان، از این پس میتوانید کار جستجو را با سرعت و راحتی بیشتری انجام دهید. یکی دیگر از امکانات این نوار ابزار، جلوگیری از نمایش پنجرههای تبلیغاتی است. برای دریافت این برنامه و کسب اطلاعات بیشتر به نشانی toolbar.google.com مراجعه کنید.
۳) چه کسی به سایت شما لینک داده است
بسیاری
از مدیران سایتها علاقهمندند بدانند چه کسانی (از سایت خود) به سایت
آنها لینک داده است. گوگل به این سوال پاسخ میدهد. میتوانید در قسمت
جستجو، عبارت <نشانی سایت:link> را وارد کرده و کلید Enter را
بزنید. نتیجه این درخواست، فهرست سایتهایی است که به سایت شما لینک
دادهاند.
ادامه مطلب
طبقه بندی: دنیای کامپیوتر، آموزشی،
غرب: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود.
ایران: موفقیت مدیر سنجیده نمیشود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است.
غرب: مدیران بعضی وقتها استعفا میدهند.
ایران: عشق به خدمت مانع از استعفا میشود.
غرب: افراد از مشاغل پایین شروع میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند.
ایران: افراد مدیر مادرزادی هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت است.
غرب: برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر میگردند.
ایران: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود.
غرب: یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود.
ایران: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده.
غرب: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت میکنند.
ایران: اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند.
غرب: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود.
ایران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد.
غرب: مدیران بصورت مستقل استخدام و برکنار میشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار میکنند.
ایران: مدیران بصورت مستقل و غیرهماهنگ کار میکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار میشوند.
غرب: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی میدهند و با برخی مصاحبه میکنند.
ایران: برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن میکنند.
غرب: زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است.
ایران: مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را میگیرند.
غرب: همه میدانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است.
ایران: مدیران انسانهای ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.
غرب: شما مدیرتان را با اسم کوچک صدا میزنید..
ایران: شما مدیرتان را صدا نمیزنید، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمیدهد.
غرب: برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است.
ایران: برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت میکند.

طبقه بندی: مطالب طنز و جالب!،
مردی که در میان دانه های قهوه است را پیدا کنید. پس از پیدا کردن این مرد توضیحات مربوط را مطالعه کنید تا متوجه شوید که عملکرد مغز شما چگونه است:

- اگر بتوانید ظرف ۳ ثانیه صورت مردی را در میان دانه های قهوه در عکس زیر پیدا کنید، نیم کره راست مغز شما، بهتر از افراد دیگر پرورش یافته است.
- اگر بین ۳ ثانیه تا یک دقیقه طول بکشد، نیم کره راست مغز شما به صورت عادی پرورش یافته است.
- اگه بین یک دقیقه تا سه دقیقه طول بکشد، یعنی سمت راست مغز شما کند عمل میکند و باید پروتئین بیشتری مصرف کنید.
- اگر هم بعد از سه دقیقه هنوز نتوانستید آنرا پیدا کنید،پیشنهاد میشود بیشتر به دنبال انجام اینگونه تست ها باشید تا آن بخش از مغزتان قوی تر بشود.
.
.
.
- بیشتر تلاش کنید
.
.
.
اگر باز هم مرد قهوه ای را پیدا نکردید و فکر می کنید سر کار هستید به تصویر زیر نگاهی بیندازید:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

طبقه بندی: گلچین ها، تست هوش،
شاید شما در مورد قزوینی ها و خصلت عجیب شان در امثله چیزهایی شنیده باشید البته تردیدی نیست که این عادت ها و اخلاق ها که مثلا به قزوینی ها یا رشتی ها یا اصفهانی ها نسبت می دهند بیشتر جنبه شوخی و مزاح دارد و گرنه این رفتارها در بسیاری از مردم وجود دارد علی ای حال نباید این مساله را رد کرد که وجود برخی چهره ها در اینکه نسبتی را برای یک قوم درست کنند بی راه نبوده است.

نگاه عمیق کاظم قاقی به عکاس جوان
مثلا این آقا شخصی است که در قزوین به کاظم قاقی مشهور است (قاق یعنی مان شیرمال فروش)کاظم قاقی در حقیقت اسمش کاظم کوه کن ها بوده است ...
ادامه مطلب
طبقه بندی: مطالب طنز و جالب!، داستان های جالب،
او در این نزدیكی است
در رویاهایم دیدم كه با خدا گفتگو می كنم.خدا پرسید:تو می خواهی با من گفتگو كنی؟
من در پاسخ گفتم:اگر وقت دارید.
خدا خندید و گفت:وقت من بینهایت است
پرسیدم:چه چیز بشر تو را متعجب می سازد؟
پاسخ
داد:كودكیشان.اینكه آنها از كودكی خسته می شوند و عجله می كنند تا بزرگ
شوندو دوباره بعد از مدتها آرزو می كنند كه باز كودك شوند.
اینكه
آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول به دست آورندو بعد پولشان را از
دست می دهند تا سلامتی از دست رفتهشان را بازجویند.اینكه با اضطراب به
آینده می نگرند و حال خود را فراموش می كنند.بنابراین نه در حال زندگی می
كنند و نه در آینده.
اینكه آنها به گونه ای زندگی می كنند گویی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند كه گویی هرگز نزیسته اند.
خداوند دستهایم را گرفت.مدتی هر دو سكوت كردیم.
من دوباره پرسیدم:دوست داری كه بندگانت كدام درسهای زندگی را بیاموزند؟
گفت:
بیاموزند كه آنها نمی توانند كسی را وادار كنند كه عاشقشان باشد.تنها كاری
كه آنها می توانند كنند این است كه اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند.
بیاموزند
كه درست نیست كه خودشان را با دیگران مقایسه كنند.بیاموزند كه فقط چند
ثانیه طول می كشد تا زخمهای عمیقی را در قلب آنهایی كه دوستشان می داریم
ایجاد كنیم. اما سالها طول می كشد تا آن زخمها التیام یابد.
بیاموزند كه ثروتمند،كسی نیست كه بیشترینها را دارد بلكه كسی است كه به كمترینها نیاز دارد.
بیاموزند كه دو نفر می توانند به یك نقطه نگاه كنند و آن را متفاوت ببینند.
بیاموزند كه كافی نیست كه فقط دیگران را ببخشند بلكه خود را نیز باید ببخشند.
من با خضوع گفتم: از شما به خاطر این گفتگو سپاسگزارم.آیا چیز دیگری هم دوست دارید به بندگان بگویید؟
خدا لبخند زد و گفت:فقط این كه بدانند من هستم،همیشه.
طبقه بندی: گلچین ها، مطالب طنز و جالب!،
تبلیغات 





